شیعیان کیستند؟

شیعیان کیستند؟
نويسندگان
آخرين مطالب
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان شیعیان کیستند؟ و آدرس labbaikyamahdi.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





طراح قالب
ثامن تـــم
امکانات وب

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 34
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 36
بازدید ماه : 35
بازدید کل : 63873
تعداد مطالب : 80
تعداد نظرات : 14
تعداد آنلاین : 2

وجود مقدس امام زمان (عج) عباسی گفت : اعلی حضرت توجه بفرمایند که شیعه ادعا میکند : مهدی از سال 255 هجری قمری تاکنون زنده مانده ودر پس پرده غیبت بسر می برد آیا این حرف معقول واصلا می تواند مورد قبول باشد ؟ میگویند که در آخر الزمان ظاهر میشود وزمین را پس از دورانی سراسر ظلم وستم پر از عدل و داد خواهد نمود. شاه خطاب به علوی : راستی شما چنین اعتقادی دارید ؟

علوی: آری کاملا !  واین خود از فرمایشات رسول خدا (ص) می باشد و راویان شیعه وسنی هردو آن را نقل نموده اند . شاه : چطور ممکن است یک انسان این همه مدت طولانی زنده بماند ؟ علوی : تاکنون از عمر حضرت مهدی (عج) هنوز یک هزار سال تمام نگذشته است . (14) ودرصورتی که خداوند در قرآن مجید  راجع به حضرت نوح می فرماید :  او هزار سال ، پنجاه سال کم یعنی 950 سال درمیان قوم خود زیست نمود ، آیا خدا قدرت ندارد که یک انسان را این مدت زنده نگه بدارد ؟ آیا مگر مرگ و زندگی بدست خدا نیست  وخدا بر هرچیزی توانا نمی باشد ؟ از طرفی این مطالب را حضرت رسول صادق و راستگو فرموده وخداوند متعال آن راتایید نموده است . شاه خطاب به وزیر : راجع به مهدی آیا پیامبر خبرداده ؟ آیا این سخن صحت دارد ؟
وزیر : بلی قربان  (15)
شاه خطاب به عباسی : در این صورت شما چرا حقایقی را که در نزد ما سنی ها ثابت شده منکر می شوید ؟
عباسی گفت : از ترس اینکه مبادا اعتقادات مردم عوام متزلزل شده به شیعه گرایش پیدا نمایند!
علوی : پس در اینصورت تو آقای عباسی مصداق بارز آیه 159 سوره بقره خواهی بود که خداوند می فرماید :
آن کسانیکه آیات و دلایل روشنی را که ما جهت هدایت خلق فرستادیم کتمان نموده پس از آنکه برای مردم در کتاب آسمانی بیان کردیم آنها را خدا لعن میکند  ونیز جن وانس و فرشتگان آنها را لعن می نمایند ، وبدین ترتیب لعنت خدا شامل حال تو گردید!
علوی سپس اضافه کرد : اعلی حضرت از این عباسی سئوال بفرمایند :
آیا وظیفه عالم این است که باید از کتاب خدا وفرمایشات پیامبرش نگهبانی وحراست کند یا از عقاید گمراه ومنحرف عوام مردم پشتیبانی نماید ؟
بدعت گذار چه کسی است ؟
عباسی : من از عقیده عوام  مردم دفاع میکنم تا گرایش به شیعه پیدا نکنند زیرا شیعه ها اهل بدعت می باشند .
علوی گفت : کتابهای معتبر شما برای ما نقل میکنند که پیشوای شما عمر نخستین کسی بود که بدعت در اسلام گذاشت. و این گفته خود اوست که درباره نماز تراویح آشکارا میگوید :
این بدعت من خوب بدعتی است (16)
او دستور دادکه نافله را به جماعت بخوانند با علم به اینکه خدا ورسولش جماعت نافله را حرام کرده اند واین بدعت عمر مخالفت صریح با خدا و پیامبرش بود . علاوه بر این مگر عمر نبود که با حذف عبارت (( حی علی خیرالعمل )) از اذان و زیاده کردن جمله (( الصلاه خیر من النوم ))  در اذان صبح ، بدعت در دین گذاشت ؟
آیا عمر با حذف سهم ذکات ( مولفه قلوبهم ) برخلاف دستور خدا ورسول بدعت گذار در دین نشد ؟
آیا این عمل او که حکم متعه حج را برخلاف حکم خدا و رسول باطل کند بدعت نبود ؟
آیا حذف حکم متعه ( صیغه ) زنها که بر خلاف امر الهی و رسول است بدعت نیست ؟
آیا جاری نکردن حد شرع مقدس را بر خالدبن ولید زنا کار جنایت پیشه و حدود الهی را بر خلاف دستورات خدا و رسولش متوقف و زیر پا گذاشتن آن بدعت نبوده است ؟
و بدعتهای بیشمار دیگری که خود شما ها - پیروان عمر - در دین گذاشتید .
حال ببینم آیا شما اهل بدعت و بدعتگذاران هستید یا ما شیعیان ؟
شاه خطاب به وزیر : این بدعتهایی که علوی برای عمر می شمارد آیا صحت دارد؟
وزیر : آری قربان ! جماعتی از علما آنرا در کتابهای خود نقل نموده اند . (17)
شاه : در اینصورت چگونه ما ازکسی پیروی میکنیم که بدعتگذار در دین بود ؟!
علوی گفت : به همین دلیل است که ما متابعت کردن از چنین کسی را حرام میدانیم .
پیامبر عظیم الشان (ص) فرموده است :
هر بدعتی گمراهی است وهرگمراهی جایگاهش در آتش است . (18 )
بنابراین کسانیکه با علم به بدعتهای عمر از او تبعیت میکنند قطعا اهل جهنم خواهندبود.
عباسی گفت : ولی کارهای عمر را پیشوایان مذاهب ما مورد تایید قرار داده اند.
علوی : اعلیحضرت  ملاحظه می فرمایند که این خود یک بدعت دیگری است !
شاه پرسید : چطور ؟
علوی گفت : پیشوایان مذاهب اربعه که عبارتند از ابوحنیفه ومالک بن انس و شافعی و احمدبن حنبل هیچکدام زمان حضرت محمد (ص) را درک نکرده اند ونبوده اند ودر فاطله صد تا دویست سال بعد از رحلت حضرتش ظاهر شده اند وما می پرسیم : آیا آن مسلمانی که در فاصله زمانی پس از پیامبر (ص) تا زمان آینها زیست میکرده اند همه آنها در ضلالت وگمراهی بوده اند ؟
وانگهی به چه دلیل مذاهب باید فقط منحصر به این چهار نفر باشد و پیروی از فقهای دیگر جایز نباشد ، آیا پیامبر (ص) قبلا چنین چیزی را سفارش داده یا وصیت کرده بود ؟
شاه پرسید :  آقای عباسی شما چه میگویید ؟
عباسی : علم این چهار نفر از دیگران بیشتر بود و به اصطلاح اعلم از همه بوده اند.
شاه گفت : مگر چشمه علوم - به استثنای این چهار نفر - برای دیگران خشک شده بود ؟!
عباسی : خود شیعیان هم پیرو مذهب جعفر صادق هستند.
علوی : ما اگر از مذهب امام جعفر صادق (ع) تبعیت می کنیم بدین جهت است مذهب ایشان همان مذهب رسول خدا (ص) می باشد و خود از خاندان عصمت پیامبر گرامی و اهلبیت است که خداوند درباره ایشان در آیه 33 سوره احزاب می فرماید:  بدرستی که خداوند ، پلیدی از شما خاندان پیامبر دور ساخته و شما را پاک و مطهر گردانیده است.(19)
ما در واقع از همه 12 گانه تبعیت می کنیم آما از آنجایی که امام صادق (ع) نسبت به سایر ائمه اطهار (ع) در زمان خود آزادی عمل بیشتری پیدا کرد ودر این فرصت مغتنم توانست علوم وتفسیر و احادیث شریفه را نشر و بسط دهد تا حدی که درمجلس درس ایشان چهار هزار شاگرد تلمذ می نمودند وحضرت در این برهه از زمان توانستند علوم اسلامی را که اموی ها و عباسی ها همواره در محو و نابودی آن شدیدا موشا بوده اند زنده نمایند از این جهت شیعه را بخاطر انتسابشان به مجدد مذهب خود امام جعفر صادق (ع) جعفریه گفته اند.
شاه خطاب به  عباسی : چه جوابی دارید آقای عباسی ؟
عباسی : تقلید از پیشوایان مذاهب اربعه ، این یک رسم و عادت دیرینه ما سنی ها است .
علوی گفت : بلکه بهتر است بگویید این سلاطین و زمامداران شما هستند که ابتدا پدران شما را به این اعتقاد و داشته اند. بعد شما بدون برهان و دلیل کور کورانه از آنها تبعیت نموده اید .
عباسی در اینجا سرش را به زیر انداخت و خاموش ماند.
وجوب شناخت امام زمان (عج)
علوی رو به شاه کرد و گفت : اعلیحضرتا ! من اکنون گواهی میدهم چنانچه عباسی بر همین منوال و اعتقاد بمیرد مسلما اهل جهنم خواهد بود.
شاه : شما از کجا فهمیدید که او اهل جهنم است ؟
علوی : از رسول خدا (ص) روایت شده که فرمود >> کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد بسان جاهلیت قبل از اسلام مرده است . اعلی حضرت از عباسی سئوال بفرمایند امام زمان او چه کسی است ؟
عباسی : این حدیث از پیامبر نرسیده است .
شاه خطاب به وزیر : آیا این حدیث صحت دارد و از پیامبر خدا روایت شده است ؟
و زیر : بلی قربان ! روایت شده است . (19)
دراینجا شاه درغضب شده و با حالت خشمگینی گفت : عباسی ! من تاکنون تورا شخصی موثق ومورد اعتماد میدانستم ولی حالا دروغ و تزویر تو برمن آشکار گردید .
عباسی گفت : ولی قربان من امام زمان خود را می شناسم .
علوی پرسید : او چه کسی است ؟
عباسی گفت : او اعلی حضرت همایونی است .
علوی : اعلی حضرت  مستحضر باشند که این شخص آدمی دغلکار است و دروغگو واین مطالب را صرفا جهت تملق و چاپلوسی اظهار میدارد.
ملکشاه : آری ! میدانم که سخنان  او عاری از حقیقت است ومن خودم را بهتر می شناسم که صلاحیت  این را ندارم که امام زمان مردم باشم ، زیرا که من چیزی  نمیدانم و بیشتر اوقات خود را به شکار وبعضی امور مملکتی میگذرانم .
شاه سپس گفت : آقای علوی ! در اینصورت امام زمان به نظر شما چه کسی است ؟
علوی : مامعتقدیم که امام زمان حضرت مهدی (عج)  میباشد و طبق مفاد حدیث شریف نامبرده است . هرکس وی را شناخته و به امامتش معترف گردد بر دین حق و اسلام خدا  را ملاقات کرده و گرنه بر آیین جاهلیت مرده ودر دوزخ با مردم جاهلیت محشور خواهد بود.
پایان خوش  فرجام (( مناظره ))
دراین هنگام چهره ی شاه که حاکی از آسایشی عمیق و قناعت یک وجدان  سلیم بود شکوفا شده ونشانه های سرور و انبساط بر آن نمایان گردید ، آنگاه رو به حاضرین کرد وگفت :
آقایان ! نتیجه ای که از این مناظره ها وگفتگو ها که روی هم رفته دراین مدت سه روز بدست آورده ام و هیچ گونه نقطه ابهامی برایم باقی نگذاشته ، آن  است که ثابت و مبرهن شد تنها مذهب حق همان مذهب شیعه است ، تمام گفته های  ایشان منطقی و اعتقاداتشان صحیح وحقیقت محض می باشد ودرمقابل ، مذهب سنی و جماعت مذهبی است باطل ومنحرف و پیروان آن در اعتقادات خود گمراه و بیراهه میروند ومن امروز به همه اعلام میدارم که می خواهم از آن کسانی  باشم که به جاده هدایت و صواب رسیده و به آن اذعان و تسلیم گردیده است و از آن گروهی نباشم  که در این دنیا به راه ضلالت و گمراهی رفته ودر آخرت آتش جاویدان برای خود خریده باشم.
آری ! من اکنون تشیع خود را در برابر شما رسما اعلام میدارم و هرکس خواست با من ودرکنار من باشد با کمال شهامت تشیع خویش را بر ملا نماید ، باشد تا رضا وعنایت ایزد منان شامل حال همگی ما شده و از وادی ضلالت رهایی یافته و به نور حق و ایمان آراسته گردیم.
پس از سخنان شاه و اعلام تشیع ملکشاه کبیر ، نظام الملک وزیر از جای برخاست و چنین اظهار داشت :  اینجانب که از مدتها پیش صحت وحقانیت مذهب شیعه در نزد من ثابت ومحقق شده بود واز همان آغاز تحصیلاتم شیعه را بر حق میدیدم اذعان میدارم که تنها مذهبی که همیشه مورد قبول من بوده و هست همانا مذهب استوار تشیع می باشد ،  اینک من نیز تشیع خود را اعلام می نمایم.
با کشف حقیقت و درخشش انوار تابناک هدایت بر حضار مجلس به ویژه در پیرو سخنان واعترافات شاه و وزیر آگاهش بیشترین علمای آن روز و  وزراء و رجال مملکت حاضر درآن مجمع که قریب به 70 نفربودند به مذهب حقه ی شیعه اثنا عشری درآمدند و از آن روز به بعد با انتشار خبر رسمی تشیع ملکشاه ونظام الملک وزیر و دیگر صاحب منصبان ، رفته رفته در سراسر کشور عده ی کثیری  از مردم آیین برحق شیعه را اختیار نمودند وجناب نظام الملک دستور داد که از آن تاریخ اساتید ومدرسان نامی شیعه فقه مذهب تشیع را رسما در مدارس نظامیه بغداد تدریس نمایند.



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






برچسب‌ها:
پنج شنبه 22 خرداد 1393برچسب:اثبات تشیع, .::. 2:39 .::. منتظر ظهور .::.
درباره ما

به وبلاگ خودتون خوش آمدید. هدف بنده از ایجاد این وبلاگ تهمت های ناروایی است که به شیعیان امیر المومنین (ع) زده می شود. همچنین یکی دیگر از اهداف ایجاد وحدت بین اهل سنت و تشیع است و هیچ قصد توهینی به برادران اهل سنت ما وجود ندارد بلکه هدف اثبات مذهب تشیع در فضای حسن تفاهم است.
طراح قالب
ثامن تـــم